السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
250
تفسير الميزان ( فارسي )
صبح و شام بر او املاء مىشود » ، چون اگر خودش نويسنده آن بود ، ديگر املاء معنا نداشت . بعضى « 1 » ديگر از مفسرين گفتهاند : اصلا كلمه « اكتتاب » به معناى استكتاب است ، يعنى اينكه از كسى بخواهد برايش بنويسد . كلمه « املاء » به معناى القاى كلام است به مخاطب به عين لفظ ، تا آن را حفظ و از بر كند ، و يا براى نويسنده ، تا آن را بنويسد ، و مراد از املاء در آيه شريفه معناى اول است ، چون از سياق * ( « اكْتَتَبَها فَهِيَ تُمْلى عَلَيْه » ) * اين معنا بهتر استفاده مىشود ، زيرا كه اكتتاب با يك بار نوشتن حاصل مىشود ، ولى ظاهر املاء القاى تدريجى و مستمر است ، پس به نظر كفار قرآن مجموعه نوشته اى بوده نزد آن حضرت ، كه ديگران پشت سر هم برايش مىخواندهاند ، و او حفظ مىشده و براى مردم مىخوانده . دو كلمه « بكرة و اصيل » به معناى صبح و شام است ، و اين كنايه از وقتى است بعد از وقتى ديگر ، و خلاصه پشت سر هم است . بعضى « 2 » از مفسرين گفتهاند : مراد اول روز و قبل از بيرون شدن مردم از خانه ها ، و آخر روز بعد از برگشت مردم به خانه ها است ، و اين كنايه است از اينكه اين املاء مخفيانه و دور از نظر مردم صورت مىگرفته . اين آيه به منزله تفسيرى است براى آيه قبل ، گويا كفار كلام سابق خود را كه گفتند قرآن افك و افتراء به خدا است و قومى او را كمك مىكنند توضيح مىدهند ، كه آن قوم اساطير قديمى را برايش مىنويسند و سپس به قدرى املاء مىكنند تا حفظ شود ، آن گاه به عنوان كلام خدا براى مردمش مىخواند . پس آيه شريفه تماميش كلام كفار است ، نه اينكه به قول بعضى « 3 » از مفسرين : جمله * ( « اكْتَتَبَها فَهِيَ تُمْلى عَلَيْه » ) * تا آخر آن به عنوان پرسش انكارى خدا از اساطير الاولين باشد و قبل از آن از كفار ، چون اين معنا با سياق درست در نمىآيد . * ( « قُلْ أَنْزَلَه الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ إِنَّه كانَ غَفُوراً رَحِيماً » ) * در اين آيه به رسول گرامى خود دستور مىدهد گفتار و تكذيب آنان را و طعنه اى را كه به قرآن زدند رد كند و اثبات كند كه قرآن افتراء به خدا ، و اساطير الأولين نيست ، و جمعى آن را بر وى املاء نكردهاند . و اگر فرمود : « آن را خدايى نازل كرده كه اسرار در آسمانها و زمين را مىداند »
--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 161 . ( 2 و 3 ) روح المعانى ، ج 18 ، ص 236 .